ابراهيم اصلاح عربانى
18
كتاب گيلان ( فارسى )
تومان اجاره بهاى سالانه به ليانازوف ، تبعهء روسيه ، اجاره داده بود ؛ در حال حاضر يك كيلو خاويار شيلات ايران را به مبلغ 000 ، 49 تومان قيمت گذاشتهاند . يك كيلو گوشت گوساله در سال 1299 شمسى ، 2 ريال ، روغن حيوانى 10 ريال ، عسل 8 ريال ، لپه 2 ريال ، روغن زيتون 1 ريال و برنج صدرى هر كيلو 3 / 2 ريال قيمت داشته است . ديگر از آن نعمتهاى فراوان خبرى نيست و نيازهاى گيلانى هم به مرغ و ماهى و مرغابى و حصير محدود نمىشود . گيلانى مثل هر شهرنشين متمدنى نيازهاى گوناگون دارد : نياز پوشاك ، نياز آموزش ، نياز خوراك و مسكن و تفريح و كتاب و سينما و تلويزيون و روزنامه و اتومبيل . . . كه بايد برخى از آنها را از داخل كشور و بعضى ديگر را از خارج فراهم كند و براى رفع اين نيازها مجبور است كار كند و كار نيز مىكند ، گندم و برنج و چاى و توتون و زيتون و سوژا و بادامزمينى مىكارد و گوجه و زردآلو و چغندر و پرتقال و نارنگى و كيوى . . . توليد مىكند تا بتواند نيازهاى خود را كه بيشتر آنها بايد از خارج از گيلان و بلكه از خارج از ايران وارد شود برآورده سازد . اقتصاد گيلان از آنچه مربوط به توليد و توزيع و مصرف ثروت است بحث مىكند . چه توليد مىكند ، چقدر توليد مىكند ، چطور توزيع مىكند ، نسبت مصرف به درآمد چقدر است ، چقدر از درآمد خود را مصرف ، چقدر پسانداز و چقدر سرمايهگذارى مىكند ؟ بنيان اقتصاد گيلان كشاورزى است . ولى كشاورزى چون نسبت به صنعت تخصص كمتر و تقسيم كار كمتر دارد بازدهى چندان ندارد . خاصه كه در ايران ، كشاورزى اساسا سودآور نيست : واحدهاى بهرهبردارى خانوادگى هستند ، زمينها و مالكيتها كوچكاند و توسط واحدهاى اقتصادى كوچك خانوادگى بهرهبردارى مىشوند . در ممالك راقيه درصد كمى از جمعيت به كشاورزى اشتغال دارند و قسمت بيشترى از نيازهاى غذائى جامعه را برآورده مىكنند . مثلا در آمريكا 4 درصد از جمعيت جامعه به كشاورزى مىپردازند و نهتنها با محصولات كشاورزى حاصل شده نيازهاى خود را تأمين مىكنند بلكه صادر كنندهء محصولات كشاورزى در دنيا نيز مىباشند . در شيوهء توليد اروپا و آمريكا ، با ماشينهاى غولپيكر در واحدهاى بزرگ با هزينهء نسبى كمتر توليد مىشود و محصولات كشاورزى ارزانتر از كشورهائى كه در واحدهاى كوچك ، با سرمايهء كم بهطور سنتى فعاليت مىكنند توليد مىگردد . بهرهبردارى بهينهء كشاورزى در آلمان چيزى در حدود 15 هكتار و در فرانسه 25 هكتار و در جاهاى ديگر بيشتر يا كمتر است ولى در گيلان حدود 000 ، 235 خانوار در مساحت شاليزار 000 ، 230 هكتارى « 1 » كشت و زرع مىكنند و از آنگونه بهرهبرداريهاى سودآور خبرى نيست ، مضافا اينكه در ايران از طريق قيمتگذاريهاى كذائى و كنترل مزاحم ، دولتها خواستهاند با پائين نگهداشتن قيمت كالاهاى كشاورزى تورم را مهار كنند ، مصرفكننده را راضى نمايند و از تحريك به طغيان عليه گرانى جلوگيرى كنند تا صنعت ، بهويژه پس از سالهاى 1350 مواجه با افزايش مزدها نشود كه سرانجام به ضرر كشاورز و كشاورزى انجاميده و تورم را نيز مهار نكرده است . در قرن 17 و اوائل 18 دولتهاى زراندوز و « مركانتى ليست » اروپا به كمك اصناف براى رونق صنعت و گرفتن بازارهاى صادراتى ، با پائين نگهداشتن سطح قيمت كالاهاى كشاورزى و وضع مقررات غلاظ و شداد ، كشاورزى را فداى صنعتى كه به دليل همان مداخلات ، رو به انحطاط نهاده بود كردند و در نتيجه هم كشاورزى و هم صنعت و هم تجارت را مختل ساختند . اگر در آن زمان « مركانتى ليستها » با مقررات فروش گندم در بازار ، اول براى مصرفكننده ، دوم براى نانوا و آخر براى كسبه و تجار مشكلات عديده در دادوستد غلات بهوجود آوردند دولتهاى ما نيز با قيمتهاى تثبيتى و اجبار فروش گندم و توتون و چاى خشك به سازمانهاى دولتى همان مشكلات را ايجاد كردهاند . كشاورز حق ندارد گندم توليدى خود را آزاد بفروشد . سياست حمايتى - سوبسيدى دولت كشاورز چايكار را برمىانگيزاند كه برگ سبز خود را بدون توجه به كيفيت به كارخانههاى چايسازى اجارهاى دولت بفروشد و هيچكس نفعى ندارد كه چاى مرغوب توليد كند و اصلا در بازار چاى خالص داخلى وجود خارجى ندارد و در تمام بازار يك كيلو چاى مرغوب ايرانى يافت نمىشود و كارخانههاى چايسازى بايد چاى خود را به سازمان چاى بفروشند كه با چاى خارجى مخلوط كنند و آخر هم معلوم نيست كه اين چاى خارجى است كه چاى داخلى را خراب كرده است يا چاى داخلى است كه چاى مخلوط را نامطبوع ساخته است . علت اختلاط چاى داخلى با چاى خارجى هرچه باشد كيفيت چاى مخلوط هميشه نامطلوب بوده است . انحصار دولتى دخانيات ، توتون را از توتونكاران از كيلويى نزديك به 46 ريال در سال 1348 تا . . . ريال خريده و امروزه هر پاكت سيگار تير 1300 ريال و بهمن 1700 ريال در بازار آزاد به فروش مىرود و باز ضرر مىكند و با بيش از 50 سال تجربهء سيگارسازى در برابر سيگارهاى خارجى عاجز از رقابت است و بازار داخلى را در استيلاى سيگار وينستون گذاشته است . اما گيلان فقط چاى و توتون و ابريشم و كشاورزى ندارد ؛ صنعت و معدن هم دارد ، صنايع دستى دارد ، كانونهاى گيلانگردى و استراحتگاهى دارد . گيلان با اقليمى معتدل ، جنگلهاى انبوه ، مراتع سبز و خرم و دريائى مملو از ماهيان ارزشمند و تالابها و لاگونهاى ساحلى و كرانههاى ماسهاى مىتواند ملتى را بىنياز سازد . دربارهء گيلان كتابهاى بسيار نوشته شده كه در آنها از اقتصاد نيز صحبتى به ميان آمده است ولى يك رساله دكترى با عنوان « اقتصاد منطقهء گيلان » كه خود نيز يكى از سه نفر اعضاء هيأت رسيدگى آن بودهام نوشته شده است كه نويسندهء آن باوجود اينكه غيرگيلانى است خوب از عهدهء آن برآمده و در پيشگفتارش با چنان احساسى در توصيف گيلان پرداخته است كه خواننده را به ياد « بوى جوى موليان آيد همى » مىاندازد كه رخت سفر بربندد و قصد گيلان كند تا ببيند و سياحت نمايد . دكتر احمد كتابى در پيشگفتار « اقتصاد منطقهء گيلان » مىنويسد : « سخن ما در اين رساله دربارهء اقتصاد منطقهء گيلان است . سخن از سرزمينى است كه به حق آن را گسترهء نيلگون بركت و سخاوت و زيبائى و حركت . . . ناميدهاند . سخن از پهنهء گسترده مرغزارهاى دلكش و مراتع خرم ، جنگلهاى سرسبز ، شالىزارهاى عطرآگين ، باغهاى پربركت چاى و
--> ( 1 ) . مأخذ : ادارهء كل كشاورزى استان گيلان .